برای تو
تاريخ: چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت :13:21
با همه ی بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه ی طو فانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته به دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت خوبترین حادثه می دانی ام؟
حرف بزن ابر مرا باز کن دیر زمانی است که طوفانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست تشنه ی یک صحبت طولانی ام
آه به کجا می کشی ام خوب من آه نکشانی به پشیمانی ام
